سيد جلال الدين آشتياني
192
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ديگر از مفاسد قول به صور مرتسمه آن است كه بايد اول الصوادر اعراض ضعيف الوجود و مفاهيم ذهنيه باشد ، نه عقل اول و قول به ترتيب سببى و مسببى در معانى ذهنيه از اغلاط است . لازمهء اين قول صدور كثير از واحد محض من جميع الجهات مىباشد . علاوهبراين اشكالات صور ذهنيه چون از لوازم وجود خارجى حقند و حق تعالى ماهيت بوجه من الوجوه ندارد ، بايد جواهر خارجيه باشند نه اعراض ذهنيه . علاوهبر اينها بايد اين معانى به حسب وجود علمى چون وجود ذهنى هستند ، حلول در حق داشته باشند و قيامشان قيام حلولى باشد نه صدورى . در جاى خود بيان شده است كه علم تام به موجود صاحب سبب حاصل نمىشود مگر از ناحيهء سبب تامى كه وجود مسبب از آن افاضه مىشود و چون ذات حق تعالى مبدأ افاضهء وجود است ، بايد علم به موجودات به نحوهء وجود آنها
--> - الحاصلة في ذاته تعالى على الفرض المذكور يكون جواهر ذهنية و كذا الأعراض الحاصلة فيه تعالى و إن كان الكل مما يعرض لها في الخارج مفهوم العرض كما سلف تحقيقه فلا تذهل عنه » . اين اشكال را در اسفار هم به همين نحو تقرير كرده است و ما هم در متن اين رساله تقرير كرديم . رجوع شود به الهيات اسفار ، دليل سوم بر ابطال صور مرتسمه را در مبدأ و معاد ( ص 78 ) به اين مضمون تقرير فرموده است : بنابر حصول صور مرتسمه در ذات حق تعالى لازم آيد صدور كثير از واحد براى آنكه معلول اول صدورش از مبدأ اعلا به مقتضاى قاعدهء مشائين مشروط به سبق صورت علمى معلول اول است . پس لازم مىآيد كه صورت علمى اولى علت حصول لازم مباين و صورتى ديگر باشد ، لازم مىآيد كه حق واحد به اعتبار صورت واحده و جهت واحد علت دو فعل مختلف گردد . اگر گفته شود ذات حق به اعتبار ذات علت وجود معلول اول است و از حيث علم خود به ذات خود علت علم خود به معلول اول مىگردد ، بايد در اينصورت علم حق را علم فعلى و مبدأ و علت صدور اشياء ندانند . چون در اينصورت وجود معلول اول و علم حق به آن در يك درجه مىباشند . بنابراين علم بر ايجاد مقدم نخواهد شد و علم عنائى كه ثبوتش را در ذات محال دانستهاند و به واسطهء همين جهت قائل به صور مرتسمه شدهاند ، باطل مىشود . » همين اشكال را تقريبا محقق طوسى بر شيخ نموده است و صدر المتألهين از اشكال جواب داده است ، ولى جوابش تمام نيست و حق با خواجه طوسى مىباشد .